مقالات

تکنیک های معنا درمانی

فرانکل معتقد بود که می‌توان رنج را به پیروزی و موفقیت تبدیل کرد. او احساس گناه را فرصتی برای تغییر خود و بهترشدن می‌دانست. بنابراین می‌توانیم بگوییم هدف لوگوتراپی کمک به ما برای استفاده بهتر از منابع معنوی‌مان برای مقاومت در برابر ناملایمات است. سه تکنیک در نظر گرفته‌شده برای کمک به این فرایند عبارت‌اند از:

 

  • قصد متناقض

نیت متناقض یعنی آرزوی چیزی را کنید که بیش از همه از آن می‌ترسید. مثلا اگر می‌ترسید که احمق به نظر برسید، این تکنیک تشویقتان می‌کند که عمدا احمقانه رفتار کنید. وقتی قصد دارید تا حد امکان احمقانه رفتار کنید، ترس شما از بین می‌رود.

 

  • تمرکززدایی

هدف این تکنیک پرت‌کردن حواس شما از خودتان است تا کمتر ذهنتان درگیر مشکل یا نگرانی‌تان باشد. درست همانطور که قصد متناقض به دنبال غلبه بر قصد مفرط است؛ این تکنیک هم به سرکوب خویشتن نگری مفرط اشاره دارد. خویشتن نگری مفرط، یعنی اینکه فرد بیش از اندازه در مورد مشکلات خودش بیندیشد. فرانکل تمایل اجباری به خویشتن نگری را مشکلی می دید که خصوصاً در ایالات متحده وجود داشت. قصد متضاد به بیماران کمک می‌کند تا علایم بیماری خود را جدی نگیرند، اندیشه زدائی نیز در نادیده گرفتن آنها به بیمار کمک می کند. فکر افراد باید از بیماری به کاری که باید انجام دهند منحرف شود.

 

  • گفتگوی سقراطی

گفت‌وگوی سقراطی ابزاری است که به شما کمک می‌کند با تفسیر گفته‌های خودتان به خودشناسی برسید. در طول گفت‌وگوی سقراطی، درمانگر به حرف‌هایتان گوش می‌دهد و با اشاره به الگوهای کلماتی که بیان می‌کنید، به شما کمک می‌کند معنی آنها را بفهمید.

 

زمینه‌های استفاده از لوگوتراپی

برخی شواهد نشان می‌دهند که پیداکردن معنای زندگی با سلامت روانی بهتر ارتباط دارد. لوگوتراپی می‌تواند این زمینه‌ها به کار رود:

  • اضطراب و افسردگی
  • فوبیا
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • اسکیزوفرنی
  • سوءمصرف مواد مخدر
  • افکار خودکشی.

فرانکل معتقد بود که بسیاری از بیماری‌ها یا مسائل مربوط به سلامت روان نوعی اضطراب وجودی پنهان هستند. به‌عقیده او بیشتر مردم با کمبود معنا یا «خلأ وجودی» دست‌وپنجه نرم می‌کنند. معنا درمانی به افراد کمک می‌کند آن معنا را کشف کنند و احساس اضطراب را کاهش دهند.

لوگوتراپی می‌تواند تاب‌آوری یا توانایی مقاومت در برابر ناملایمات، استرس و سختی‌ها را بهبود بخشد. شاید دلیلش مهارت‌هایی باشند که این شیوه درمان افراد را تشویق به تقویتشان می‌کند، مهارت‌هایی مانند:

  • پذیرش
  • نوع‌دوستی
  • شوخ‌طبعی
  • مسئولیت‌پذیری
  • سبک زندگی مبتنی بر ارزش
  • شجاعت برای رویارویی با ترس‌ها
  • خوش‌بینی حتی در مواجهه با سختی‌ها
  • داشتن رویکرد فعال در زندگی (به‌جای رویکرد منفعلانه)
  • ارزیابی مجدد شناختی یا تفسیر مجدد معنای یک رویداد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *