بیوگرافی ویکتور فرانکل

بیوگرافی کامل

ویکتور
فرانکل

۲۶ مارس ۱۹۰۵ وین، اتریش روانپزشک — فیلسوف — بنیان‌گذار لوگوتراپی
مطالعه
۱۹۰۵

تولد و خانواده

پدر و مادر فرانکل
السا و گابریل فرانکل — والدین ویکتور

ویکتور امیل فرانکل در ۲۶ مارس ۱۹۰۵ به عنوان دومین فرزند از خانواده، در وین متولد شد. مادرش، السا فرانکل با نام خانوادگی «لیون»، اهل پراگ بود و پدرش، گابریل فرانکل، مدیر وزارت خدمات اجتماعی، اهل جنوب موراویا.

در طول جنگ جهانی اول، خانواده فرانکل محرومیت تلخی را تجربه کرد؛ به گونه‌ای که گاهی بچه‌ها برای گدایی به کشاورزان مراجعه می‌کردند.

نوجوانی و آغاز پرسش‌ها
۱۹۱۸

مکاتبه با فروید

زیگموند فروید
زیگموند فروید — مکاتبه با فرانکل نوجوان

در بین سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳، فرانکل در دوران دبیرستان در سخنرانی‌های عمومی روانشناسی کاربردی شرکت می‌کرد. در این سال‌ها، او مکاتباتی را با زیگموند فروید آغاز کرد؛ دست‌نوشته‌ای که برای فروید می‌فرستد در مجله بین‌المللی روانکاوی منتشر می‌شود.

فرانکل در سن ۱۵ سالگی اولین سخنرانی عمومی خود را با عنوان «درباره معنای زندگی» ارائه می‌دهد. حساسیت او نسبت به نابرابری اجتماعی، او را به سمت عضویت در انجمن کارگران جوان سوسیالیست سوق می‌دهد.

در سال ۱۹۲۳، فرانکل به طور فزاینده‌ای جذب جنبش آدلری روانشناسی فردی می‌شود. در دانشکده پزشکی دانشگاه وین پزشکی می‌خواند و مرتباً در جلسات حلقه آلفرد آدلر در «کافه سیلر» شرکت می‌کند. به عنوان جوان‌ترین عضو، لقب «بنیامین» به او داده می‌شود.

۱۹۲۵

تولد واژه لوگوتراپی

در سال ۱۹۲۵، مقاله فرانکل با عنوان «روان‌درمانی و جهان‌بینی» در «مجله بین‌المللی روانشناسی فردی» منتشر می‌شود. او تلاش می‌کند مرز بین روان‌درمانی و فلسفه را بررسی کند و بر پرسش اساسی معنا و ارزش‌ها تمرکز کند — موضوعی که به محور اصلی زندگی کاری او تبدیل خواهد شد.

در سال ۱۹۲۶، فرانکل برای اولین بار ایده رویکرد معنامحور به درمان روان را با استفاده از اصطلاح «لوگوتراپی» مطرح می‌کند — برگرفته از کلمه یونانی لوگوس به معنای معنا.

در سال ۱۹۲۷، رابطه‌اش با آلفرد آدلر رو به وخامت می‌رود. ایده‌هایش برای پیشرفت توسط خود آدلر رد می‌شود و فرانکل از حلقه آدلر طرد می‌شود. با وجود این، دختر آلفرد آدلر، الکساندرا، و دیگر آدلریان مهم همچنان دوستان مادام‌العمر او باقی می‌مانند.

فرانکل جوان
فرانکل در دوران جوانی
اعلامیه مرکز مشاوره
اعلامیه مرکز مشاوره جوانان — به مدیریت ویکتور فرانکل
دهه ۱۹۳۰ — سال‌های طبابت
۱۹۲۸

مراکز مشاوره جوانان — دستاورد کم‌نظیر

دانشگاه اتاکرینگ
Volkshochschule Ottakring — مرکز آموزش بزرگسالان وین

در سال ۱۹۲۸، فرانکل مراکز مشاوره جوانان را در وین سازماندهی می‌کند. روانشناسان مشهوری مانند شارلوت بوهلر و اروین وکسبرگ به پروژه‌اش می‌پیوندند که به نوجوانان مشاوره رایگان ارائه می‌دهد.

در سال ۱۹۳۰، او یک طرح مشاوره ویژه در پایان ترم تحصیلی ترتیب می‌دهد. در نتیجه این طرح، تعداد خودکشی دانش‌آموزان به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

توجه بین‌المللی فرانکل توجه بین‌المللی را به خود جلب می‌کند: ویلهلم رایش او را به برلین دعوت می‌کند، دانشگاه‌های پراگ و بوداپست از او برای سخنرانی درخواست می‌کنند. بین سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۸، حداقل ۳۰ سخنرانی عمومی ارائه می‌دهد که عمدتاً بر مسائل روانشناختی جوانان متمرکز است.
فرانکل در بیمارستان
فرانکل در بیمارستان — دهه ۱۹۳۰

در بین سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۲، فرانکل پس از فارغ‌التحصیلی، کار پزشکی خود را در «ماریا ترزین شلوسل»، یک بیمارستان مغز و اعصاب در وین آغاز کرد.

در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷، فرانکل پزشک ارشد «غرفه خودکشی زنان» در بیمارستان روانپزشکی «اشتاینهوف» در وین می‌شود. در سه سال، با رسیدگی به حدود ۳۰۰۰ بیمار در سال، تجربه تشخیصی قابل توجهی کسب می‌کند.

در سال ۱۹۳۷، مطب خصوصی خود را به عنوان دکتر مغز و اعصاب و روانپزشکی افتتاح می‌کند. تنها چند ماه بعد، به دلیل الحاق اتریش به آلمان نازی، مجبور به تعطیلی آن می‌شود.

وین دهه ۱۹۳۰
وین — دهه ۱۹۳۰
الحاق اتریش — تاریکی فرا می‌رسد
۱۹۳۸

آنشلوس — سقوط وین

فرانکل جوان
فرانکل — سال‌های پیش از الحاق

در سال ۱۹۳۸، فرانکل روابط نزدیکی با جنبش صهیونیستی اتریش داشت. در دوره قبل از «آنشلوس» فضایی از دلهره و ناامیدی حاکم بود. اعلامیه آخرین سخنرانی در ۱۱ مارس — تنها یک روز قبل از عبور نیروهای هیتلر از مرز — منتشر شد و باعث توقف ناگهانی تمام فعالیت‌ها شد.

پس از الحاق، فرانکل مجبور می‌شود نام میانی «اسرائیل» را برای خود انتخاب کند. مطب او «آریایی» شده و او مجبور می‌شود آن را به خانه والدینش منتقل کند.

در «کشتارهای نوامبر»، صدها یهودی جان خود را از دست می‌دهند و کنیسه‌های بسیاری ویران می‌شوند — از جمله «معبد باشکوه لئوپولداشتدت» در نزدیکی خانه فرانکل‌ها.

در سال ۱۹۳۹، مقاله او با عنوان «فلسفه و روان‌درمانی» در یک مجله پزشکی سوئیسی منتشر شد. در این مقاله، او اصطلاح «تحلیل وجودی» را ابداع کرد که پایه فلسفی لوگوتراپی است.

در سال ۱۹۴۰، فرانکل مدیر بخش مغز و اعصاب بیمارستان روچیلد می‌شود. او با وجود خطری که جانش را تهدید می‌کرد، با تشخیص‌های نادرست برای جلوگیری از اتانازی بیماران روانی در رویه‌های نازی‌ها اختلال ایجاد می‌کند.

تصمیم سرنوشت‌ساز — ۱۹۴۰ در همین سال، فرانکل ویزای مهاجرت به آمریکا را دریافت می‌کند، اما تصمیم می‌گیرد آن را منقضی کند — زیرا نمی‌خواهد والدین پیرش را تنها بگذارد. این تصمیم، مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد.

در سال ۱۹۴۱، فرانکل شروع به نوشتن اولین نسخه از کتابش «پزشک و روح» می‌کند که در آن پایه‌های سیستم لوگوتراپی را بنا می‌نهد. در همین سال، با تیلی گروسر، پرستاری که در بیمارستان روچیلد با او آشنا شده بود، ازدواج می‌کند.

فرانکل و تیلی
ویکتور فرانکل و تیلی گروسر — عروسی ۱۹۴۱
وین دوران جنگ
وین — دوران اشغال نازی
ستمبر ۱۹۴۲ — تبعید آغاز می‌شود
۱۹۴۲

اردوگاه‌های کار اجباری

در ماه سپتامبر ۱۹۴۲، ویکتور فرانکل و همسرش تیلی دستگیر شدند و به همراه والدین فرانکل به گتوی ترزین، در شمال پراگ، تبعید شدند. خواهرش استلا کمی قبل به استرالیا فرار کرده و برادرش والتر و همسرش در تلاش برای فرار از طریق ایتالیا بودند.

پس از شش ماه اقامت در ترزینشتات، پدرش بر اثر خستگی مفرط درگذشت. فرانکل با سازماندهی یک تیم واکنش اولیه برای تازه‌واردان شوکه‌شده، به بحران‌های روانی که زندانیان تجربه می‌کردند رسیدگی می‌کند. رجینا یوناس، اولین خاخام زن جهان، در تلاش‌هایش برای مبارزه با خطر خودکشی به او می‌پیوندد.

در سال ۱۹۴۴، ویکتور و همسرش تیلی، و کمی بعد مادر ۶۵ ساله‌اش، به اردوگاه کار اجباری آشویتس منتقل می‌شوند. مادرش بلافاصله در اتاق گاز به قتل می‌رسد و تیلی به اردوگاه برگن-بلزن منتقل می‌شود.

پس از چند روز، فرانکل برای انتقال به اردوگاه کار اجباری انتخاب می‌شود. او به کاوفرینگ و بعداً تورکهایم، اردوگاه‌های فرعی داخائو در باواریا، برده می‌شود.

در سال ۱۹۴۵، در اردوگاه تورکهایم، به تب تیفوس مبتلا می‌شود. برای جلوگیری از نارسایی عروقی کشنده در طول شب، با بازنویسی نسخه خطی کتاب «پزشک و روح» روی تکه‌های کاغذی که از دفتر اردوگاه دزدیده بود، خود را بیدار نگه می‌دارد.

دوران اردوگاه
ترزینشتات — گتوی یهودیان
اردوگاه
آشویتس — ۱۹۴۴

در ۲۷ آوریل ۱۹۴۵، اردوگاه توسط نیروهای آمریکایی آزاد شد. فرانکل به عنوان پزشک ارشد یک بیمارستان نظامی برای آوارگان منصوب شد. او که مشتاق بود از سرنوشت همسرش مطلع شود، سفر طاقت‌فرسایی را به وین آغاز کرد. ظرف چند روز، از مرگ همسر، مادر و برادرش مطلع شد.

بازگشت به وین
بازگشت به وین — ۱۹۴۵
۱۹۴۵ — از اعماق تاریکی، نور
۱۹۴۶

نه روز که تاریخ ساخت

جلد اول کتاب
«یک روانشناس اردوگاه را تجربه می‌کند» — چاپ اول ۱۹۴۶

فرانکل که به خاطر فقدان‌هایش ناامید شده بود، با حمایت دوستانش عزم راسخی برای بازنویسی کتابش یافت. دوستش برونو پیترمن، که عضو دولت جدید شده بود، برای او آپارتمان، شغل و ماشین تحریر ترتیب داد.

در سال ۱۹۴۶، فرانکل مدیر پلی‌کلینیک مغز و اعصاب وین می‌شود، سمتی که به مدت ۲۵ سال در اختیار خواهد داشت.

در عرض نه روز، او کتابی نوشت که بعداً با عنوان «انسان در جستجوی معنا» به انگلیسی منتشر شد. چاپ اول کتاب «پزشک و روح» ظرف چند روز به فروش رسید.

در سال ۱۹۴۷، فرانکل با الینور شویندت ازدواج می‌کند؛ در ماه دسامبر همان سال، دخترشان گابریل به دنیا می‌آید. نظریه لوگوتراپی خود را در هشت کتاب که بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ منتشر شد، گسترش و اصلاح می‌کند.

در سال ۱۹۴۸، فرانکل دکترای فلسفه خود را با پایان‌نامه‌ای با موضوع «خدای ناخودآگاه» دریافت کرد و به دانشیاری عصب‌شناسی و روانپزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه وین ارتقا یافت. ویلهلم سوچک، روانپزشک اتریشی، لوگوتراپی و تحلیل وجودی فرانکل را «مکتب سوم روان‌درمانی وین» پس از روانکاوی فروید و روانشناسی فردی آدلر نامگذاری کرد.

در سال ۱۹۵۵، فرانکل به مقام استادی در دانشگاه وین ارتقا می‌یابد و استاد مهمان در دانشگاه‌های خارج از کشور می‌شود.

فرانکل پس از جنگ
فرانکل — وین پس از جنگ
الینور فرانکل
الینور شویندت — همسر دوم فرانکل
جهانی شدن — لوگوتراپی از وین به دنیا
۱۹۵۹

از اردوگاه مرگ تا هاروارد

فرانکل در حال سخنرانی
فرانکل در حال سخنرانی — آمریکا

در سال ۱۹۵۹، کتاب «انسان در جستجوی معنا» در ایالات متحده منتشر شد. دو سال بعد، فرانکل استاد مهمان دانشگاه هاروارد شد. او درباره آزادی شخصی گفت: «مجسمه آزادی در ساحل شرقی باید با مجسمه مسئولیت در ساحل غربی تکمیل شود».

در سال ۱۹۶۶، او سیستماتیک‌ترین کتاب خود را به زبان انگلیسی با عنوان «اراده معطوف به معنا» می‌نویسد. در همین سال، فرانکل برای سخنرانی در زندان سن کوئنتین دعوت می‌شود.

در سال ۱۹۷۱، فرانکل شروع به گذراندن دوره‌های پرواز می‌کند و در نهایت در سال ۱۹۷۳ گواهینامه پرواز انفرادی خود را دریافت می‌کند — در سن ۶۸ سالگی.

در سال ۱۹۸۰، اولین کنگره جهانی لوگوتراپی در سن دیگو، کالیفرنیا برگزار می‌شود. در سال ۱۹۸۵، «انجمن معنادرمانی و تحلیل وجودی» توسط آلفرد لانگل در وین تأسیس شد. چند سال بعد، فرانکل به دلیل تفاوت‌های آشتی‌ناپذیر در مفهوم وجود انسان، از این گروه فاصله گرفت.

در سال ۱۹۸۸، در روز یادبود پنجاهمین سال پس از الحاق اتریش به آلمان نازی، فرانکل علیه مفهوم «گناه جمعی» صحبت می‌کند. در همین سال، دومین جشن تکلیف مذهبی خود را در اورشلیم برگزار می‌کند.

در سال ۱۹۹۱، کتابخانه کنگره، «انسان در جستجوی معنا» را به عنوان «یکی از ده کتاب تأثیرگذار در آمریکا» فهرست کرد. دو سال بعد، دانشگاه نورث پارک شیکاگو دکترای افتخاری به او اعطا کرد.

فرانکل در دهه ۱۹۸۰
فرانکل — دهه ۱۹۸۰
فرانکل کهنسال
فرانکل در سال‌های آخر عمر
۱۹۹۷

آخرین کتاب — آخرین نفس

انسان در جستجوی معنای غایی
آخرین کتاب — Man's Search for Ultimate Meaning

در سال ۱۹۹۵، فرانکل زندگینامه خود را با عنوان «خاطرات» نوشت. آخرین کتاب فرانکل در سال ۱۹۹۷ منتشر شد: «انسان در جستجوی معنای غایی».

دکتر ویکتور فرانکل در دوم سپتامبر ۱۹۹۷ بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. مردی که از اعماق تاریکی‌ترین تجربه‌ی انسانی، نظریه‌ای درخشان درباره معنای زندگی آفرید — در ۹۲ سالگی چشم از جهان بست.

کتاب «انسان در جستجوی معنا» تاکنون به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه در سراسر جهان به فروش رسیده است. میراث او همچنان در قلب میلیون‌ها انسان زنده است.

«اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی،
تقریباً هر چگونه‌ای را تاب می‌آوری.»

— ویکتور فرانکل — انسان در جستجوی معنا